سفارش تبلیغ
سفید کننده دندان
خداجونم



























خداجونم


درگیر بازی های سیاسی نشوید.فریب شعارها را نخورید.بشناسید و رای دهید.اما رای دهید ولو ممتنع....



این 2 را که فراموش نکرده اید....


برخی با شعار های 2 آتیشه خود را محبوب میکنند.برخی با شعارهای آزادی و برخی شعار نمیدهند و تنها عمل میکنند.... اهل عمل را بیابید


نوشته شده در پنج شنبه 11/12/90ساعت 1:57 عصر توسط م حم د نظرات ( ) |

سلام.امروز میخوام قصه بگم......قصه یه شهر


 خییییییلی بزرگ با خیابونای شلوغ...قصه ی


 آدمایی که خیلی خوبن.خیلی مهربونن ...


 فقط گاهی یادشون میره غیر خودشون کس


دیگه ای هم رو این کره ی خاکی وجود داره...


 گاهی مجبور میشن آدمای دیگه رو بفروشن..


به چه قیمتی؟ مگه آدمای دیگه واسشون


 قیمت دارن؟ آبروتو میبرن..... پیش خلق خدا


 که مهم نی...گاهی آبروتو پیش خود خدا


میبرن....... چی بگم از این آدمای مهربون


 که یه ملت رو فدای سیاستاشون میکنن؟


میخوام حرفمو با جوونای مثل خودم


بزنم....آی جوونا رفقا.....


 شده اسیر شهوت بشین؟ شده هر چی


 زور میزنید نتونید آتشش رو خاموش کنید؟


 فکر میکنید این تقصیر شماست؟


نه....


 تقصیر همون سیاستمدارانیه که


 سن ازدواج رو بالا بردن.......


تقصیر همون دخترایی هست که


 تو خیابون جلو چشاتون تن نازی


میکنن..... تقصیر پدر مادراییه که


 پسرشون رو قبل از 30 سالگی داماد


 نمیکنن........تقصیر اوناست که دخترشون


 رو قبل از 24-25 سالگی عروس


نمیکنن........ تقصیر اوناست که با گرونی ها


 نمیذارن حتی یه خونه اجاره کنی.......


 تقصیر اوناست که انواع و اقسام فیلما


 و عکسا رو ارائه میکنن..... گاهی میگم


 خدایا شکرت....


وقتایی که میبینم 90 % دوستام با


دوست دختراشون میرن خلوت و ...


 ولی حتی دیدن عکس های _____ هم


 گناهه..... میدونید کیا قربونی میشن؟


 بچه حزب اللهی ها ...


 بقیه که براشون مهم نیست گناه چیه؟


 دیدین بعضیا میگن حزب اللهی ها


عقده ای هستن؟ بخدا راست میگن.....


جوونی که میخواد پاک باشه و نمیتونه


 زیر بدترین فشارای روانیه........


 کی قراره به داد این جوونا برسه؟


 گاهی میخوای بری توخیمه ی  امام زمان


اما روت نمیشه.....میدونی چرا؟ چون دیروز


 رو گوشی دوستت فلان فیلمو دیدی........


 نمیدونم چرا کسی به فکر ما نیست..........


 کممممممممممممممممک .......


 کممممممممممک کنید......


یکی صدای ما رو بشنوه........


 شاید با ظهور آقام همه چی حل بشه.......


میدونم به دعای گربه سیاه بارون نمیاد....


اما ما دعامونو میکنیم......خدا رو چه دیدی؟


 شاید اومد....!!!


نوشته شده در یکشنبه 17/7/90ساعت 4:15 عصر توسط م حم د نظرات ( ) |

باید خدمت دوست عزیزم عارض بشم یکی از اشتباهات بزرگ من این بود که آدرس وبلاگم رو بهش دادم


نوشته شده در چهارشنبه 18/3/90ساعت 11:48 صبح توسط م حم د نظرات ( ) |


سلام.میدونم یکم دیر اومدم.


 ولی اومدم.اومدمتا بگم هنوزم دوست دارم.


اومدم بگم خیلی دلتنگتم.


میگن دلتنگی همه ی فاصله ها رو میشکنه.راست میگن خدا؟


راست میگن اگه بیایم در خونت ردمون نمیکنی؟


خدا جون خونه تکونی هامونو کردیم.همه جا رو آب و جارو کردیم.


میدونی چرا ؟ آخه عید داره میاد.آخه بهار داره میاد.


 حالا خودت فکرشو بکن بگن آقامون داره میاد.ببین چیکار که نمیکنیم.


 بگزریم خدا.می دونم تو این سالی که گذشت حسابی اذیتت کردم.


میدونم قلب آقامو هم به درد آوردم.میدونم خیلی بد بودم.


ولی امروز تصمیم گرفتم به معنای واقعی خونه تکونی کنم.


میخوام دلمو آب و جارو کنم. میخوام کثیفیای دلمو بریزم بیرون.


میخوام دلمو نور افشانی کنم.میخوام دنیا رو گل بارون کنم.


میخوام خونه ی دلمو تبدیل کنم به خونه ی خدا.


میخوام فقط خداجونم توی این خونه باشه.


میخوام به حرف مولام عمل کنم که گفت روزی که گناه نکنی عیده.


میخوام دیگه گناه نکنم.میخوام هرجوریه از دلت در بیارم خداجونم.


میدونی چقدر دوست دارم؟خدا جونم میخوام یه خواهش بکنم. نه نگو.


ظهور آقامونو برسون که دیگه طاقت دوریشو نداریم. 


خدا جون میدونم به دعای ما گنه کارا(گربه سیاهات)بارون نمیاد


 ولی به قول بچه ها ما دعامونو میکنیم خدا رو چه دیدی ؟ شاید اومد...


نوشته شده در شنبه 28/12/89ساعت 10:30 صبح توسط م حم د نظرات ( ) |

سلام راستش امشب خیلی دلم گرفته بود گفتم بیام هم یه جورایی خودمو خالی کنم هم اینکه به وبلاگم سری زده باشم.دوستای گلم دیگه کارم از توبه گزشته.دیگه خیلی دارم از خدا دور میشم.من میخواستم سرباز آقا بشم ولی چی شدم؟اینقدر گناه کردم که دیگه بلد نیستم گناه نکنم.قدیما میگفتم خدا وقتی توبه میکنم منو میبخشه .همیشه با خودم میگفتم التائب من الذنب کمن لا ذنب له.اینقدر گریه میکردم تا مطمئن بشم اونی که بالا نشسته منو بخشیده. من با اشکم گناهمو میشستم. التوبه تطهر القلوب و تغسل الذنوب. اما حالا چی بگم که دیگه اشکی واسم نمونده؟اینقدر گناه کردم و بعدش توبه که دیگه از چشمام خون هم نمیاد.وقتی فکرشو میکنم میبینم خدا رو دارم مسخره میکنم.المستغفر من الذنب و یفعله کالمستهزی بربه .(امام رضا«ع»).اینقدر از خودم بدم میاد که دیگه اندازه نداره.نمیدونم اگه برم در خونه ی خدا چی جواب میده.ولی دیگه روم نمیشه بهش بگم منو ببخش.هر بار که میخوام باهاش درد و دل کنم و ازش مغفرت بخوام میگم محمدحسین دیگه حیا کن.آخه تو با چه رویی میخوای دوباره بری در خونش؟ شده یه دفعه به قولات عمل کنی؟.اول یکم باخودت خلوت کن اگه تونستی خودتو راضی کنی بیا دم در خونشو بزن.ولی هر چی با خودم کلنجار میرم بیشتر احساس خجالت میکنم.لعنت به من که به بهترین کسم هم رحم نکردم.آخه من که غیر خدا کسیو ندارم. اخه من که غیر اون محرمی ندارم.ای کاش یکی منو میفهمیدو به دادم میرسید. ولی با تمام اینها دیگه نمیتونم صبر کنم. میخوام در خونشو محکم تر از همیشه بزنم.خداجون الان پشت درم ولی دستم قوت ضربه زدنو نداره.خودت باید بهم نیرو بدی.خداجونم تو خیلی بزرگتر از اونی که بخوای منو عذاب کنی. تو خیلی مهربون تر از اونی که اشکمو ببینیو منو نبخشی.تو دریایی ما قطره.قطره ای که به دریا نرسه هیچی ازش نمیمونه.خدایا تو که نمیخوای من از بین برم؟ تو که نمیخوای من تنهای تنها بشم؟ تو که میدونی غیر تو هیچکسو ندارم.پس رومو زمین ننداز.تق تق....خداجون منم، درو وا کن . نیومدم که فقط بهت سر بزنم اومدم که بمونم. واسه همیشه.خدا یا رسم مهمان نوازی نیست که درو روی مهمونت باز نکنی . خدا جون میدونم پرروئیه.ولی میخوام یه دعا کنم.خداجون تو ظهور آقام تعجیل کن. بعضیا میگن به دعای من بارون نمیاد ولی من بهشون میگم:من دعامو میکنم.خدارو چه دیدی؟شاید اومد!!!اللهم عجل لولیک الفرج


نوشته شده در سه شنبه 7/10/89ساعت 6:32 عصر توسط م حم د نظرات ( ) |

 


لینک دانلود دکلمه ای که خودم توی یادواره شهدا خوندم.البته جا داره از دوستان خوبم که تدوینش رو به عهده گرفتن تشکر کنم.فکر میکنم بد نباشه.حجمش زیاد نیست. ازلینک زیر دانلودش کنید.


:(3gp )3,128 KB


http://www.4shared.com/video/YIkvdg2A/savarane_bi_neshan_2_.html


نوشته شده در چهارشنبه 12/8/89ساعت 6:44 عصر توسط م حم د نظرات ( ) |

نظرفراموش نشه:


روزه و گرما رمقی برایش نگذاشته بود. قدم هایش را به آرامی به سوی خانه برمی داشت. از اینکه نگاه های رهگذران به سویش جلب شده بود تعجب می کرد. یکی دوبار هم برگشت و متوجه شد عابران چشم چران حتی از پشت سر هم چشم از او برنمی دارند.

سرو وضع ظاهرش را مرتب کرد، حتی با شانه کوچک جیبی موهایش را شانه کرد اما نگاه مزاحم عابران دست بردار نبود. کلید را توی قفل انداخت و وارد خانه شد. دو تا نان بربری را که خریده بود به سمت همسرش گرفت. تازه متوجه دلیل نگاههای عابران شد. خودش و همسرش هر دو خندیدند.

نصف یکی از بربری ها خورده شده بود.


نوشته شده در چهارشنبه 12/8/89ساعت 6:7 عصر توسط م حم د نظرات ( ) |

«داداش! یکی دو تا کتاب بهم میدی؟»

نمیدانم کی نصیحتش کرده بود که یک دفعه عاشق کتابخوانی شده بود.

«هر کدوم از کتابا رو که به دردت میخوره بردار».

رفت جلوی کتابخانه من و یکی دو تا کتاب نسبتاً قطور برداشت. اما به سن و سالش نمیخورد. تشکر کرد و رفت بیرون.
میدانستم به دردش نمیخورد و آنها را برمیگرداند. چند دقیقه بعد، بلند شدم و با اشتیاق، دو سه کتاب که به سنش میخورد را جدا کردم و برایش بردم.

توی اتاقش نبود ... دیدم توی آشپزخانه است. کتابها را گذاشته روی صندلی و رفته روی کتابها تا برسد به ظرف شکلات خوری! http://www.parsiblog.com/Images/Emotions/301.gif

نوشته شده در چهارشنبه 12/8/89ساعت 6:2 عصر توسط م حم د نظرات ( ) |

خدایا.بازم گناه کردم.آخه تا کی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟شاید آقام که بیاد دیگه گناه نکنم.خدایا دیدار چهره ی دلگشای اماممون رو نصیبمون کن.رفقا من گناه کردم.یعنی مثل همیشه بعد از توبه گناه کردم.این خیلی سخته.واسه بخششم دعا کنید.راستی امروز اول ماه مبارک رمضانه.اگه شما هم مثل من گناه کارین توی نظرات بخواین که بقیه واسه بخششتون دعا کنن.میدونین که دعای دیگران زودتر مستجاب میشه.اگه هم گناهکار نیستین یه سری به نظرات بزنین و واسه بقیه دعا کنید.خواهشا


نوشته شده در پنج شنبه 21/5/89ساعت 1:44 عصر توسط م حم د نظرات ( ) |

 

رفقا تا آخر رجب وقتی نمونده.اگه شما هم مثل من توبه نکردین الآن وقتشه.حواستون باشه رجب تموم نشه ها.این بهترین فرصته::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::


 


 


از حضرت موسى بن جعفر(علیهماالسلام) روایت شده است که: هر کس یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد، آتش جهنم یک سال، از او دور شود و هر کس سه روز از آن را روزه بگیرد بهشت بر او واجب می گردد.


و همچنین فرمود که: رجب نام نهرى است در بهشت که از شیر سفیدتر و از عسل شیرین‏تر است. هر کس یک روز از رجب را روزه بگیرد البته از آن نهر بیاشامد.

از امام صادق(علیه السلام) روایت است که حضرت رسول اکرم( صلى الله علیه و آله) فرمود که: ماه رجب ماه استغفار امت من است پس در این ماه بسیار طلب آمرزش کنید که خدا آمرزنده و مهربان است و رجب را "أصب" مى‏گویند زیرا که رحمت خدا در این ماه بر امت من بسیار ریخته مى‏شود پس بسیار بگوئید: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ».


ابن بابویه از سالم روایت کرده است که گفت: در اواخر ماه رجب که چند روز از آن مانده بود، خدمت امام صادق(علیه السلام)رسیدم. وقتی نظر مبارک آن حضرت بر من افتاد فرمود که آیا در این ماه روزه گرفته‏اى؟ گفتم نه والله اى فرزند رسول خدا. فرمود که آنقدر ثواب از تو فوت شده است که قدر آن را به غیر از خدا کسى نمى‏داند به درستى که این ماهى است که خدا آن را بر ماه‌هاى دیگر فضیلت داده و حرمت آن را عظیم نموده و گرامی داشتن روزه دار را در این ماه بر خود واجب گردانیده است.


پس گفتم یابن رسول الله اگر در باقیمانده این ماه روزه بدارم آیا به بعضى از ثواب روزه‏داران آن نائل مى‏گردم؟ فرمود: اى سالم هر کس یک روز از آخر این ماه را روزه بدارد خدا او را ایمن گرداند از شدت سکرات مرگ و از هول بعد از مرگ و از عذاب قبر و هر کس دو روز از آخر این ماه را روزه بگیرد از صراط به آسانى بگذرد و هر کس سه روز از آخر این ماه را روزه بگیرد ایمن گردد از ترس بزرگ روز قیامت و از شدت‌ها و هول‌هاى آن روز و برات بیزارى از آتش جهنم به او عطا کنند. و بدان که براى روزه ماه رجب فضیلت بسیار وارد شده است و روایت شده که اگر شخصی قادر بر آن نباشد هر روز صد مرتبه این تسبیحات را بخواند تا ثواب روزه آن را دریابد: سُبْحَانَ الْإِلَهِ الْجَلِیلِ سُبْحَانَ مَنْ لا یَنْبَغِى التَّسْبِیحُ إِلا لَهُ سُبْحَانَ الْأَعَزِّ الْأَکْرَمِ سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزََّ وَ هُوَ لَهُ أَهْلٌ .


 


نوشته شده در شنبه 12/4/89ساعت 5:50 عصر توسط م حم د نظرات ( ) |


آخرین مطالب
» توصیه ی دوستانه
کممممممممممک
اشتباه
دلنوشته(مخصوص عید)
دل نوشته
دانلود دلنوشته (تصویری)موبایل
نان!!!
کتاب مفید!!!
توبه
اگه هنوز توبه نکردین بیاین تو
[عناوین آرشیوشده]

Design By : RoozGozar.com